امروز از دیدن این صحنه سرم درد گرفت


سلام  به همه دوستای عزیز .امروز تو راه دانشگاه یه با یه صحنه ای روبرو شدم که واقعا سرم درد گرفت .شاید شنیدنش به درد شما هم بخوره.

سوار مترو بودم جلوی درب ایستاده بودم تا ایستگاه مصلی پیاده شم ساعت تقریبا ١١ صبح بود تو ایستگاه امام خمینی (ره) یه جوون ٢۴ الی ٢۵ ساله سوار شد .دو تا گوشی تو دستش بود و با یه لحن تند و بدی صحبت میکرد.

"دارم میرم خونه صبحونه بخورم بعد میام مغازه  .نه سمیرا نشد.دختره بی شعور جلف بازی در اورد .قطع کن پشت گوشی دارم.

الو سلام مامان چی کار داری دارم میام خونه .چی الان اونجاست.گوشی رو بده بهش.سلام فرانک خانم شما زنگ زدی من که کاری با شما ندارم .برا چی رفتی خونه ما .اگه نمی تونی جلو مادرم صحبت کنی برو تو اون اتاق یه گوشی هست از اونجا صحبت کن .چند دقیقه بعد دو باره گوشی زنگ خورد بدون مقدمه گفت . همه چی بین ما تموم شده من کاری با تو ندارم یه بار دیگه بیای در خونه یا بهم زنگ بزنی همه عکس ها و فیلم هات رو می زارم تو اینترنت تو که می دونی کیوان چقدر کله خره .بعد گوشی رو قطع کرد چند لحظه بعد زنگ زد . الو مامان این همون دختره که گفتم شمارشو یادداشت کن بده اذیتش کنن بعد شماره رو به مادرش داد. به قدری سرم درد گرفت که فکرم کاملا از کار افتاد.دانشگاه هم سر کلاس هیچی نفهمیدم .شماره اون دختر رو یادداشت کردم . ولی هنوز فکرم تعطیله نمیدونم باید کاری کنم یا نه .

اخه چرا بعضی از دخترا این قدر احمقن و بعضی از پسرا این قدر بی غیرت و پست و از اونا پست تر خونواده هایی که این لنجزار رو برای بچه هاشون درست میکنن. گفتم از قطار بکشمش بیرون تا میخوره بزنمش. گفتم اخه به چه دلیل بدون مدرک . شایدم دختره حقش باشه .ولی این کار حقش نیست خودش اگه بد باشه خونوادش چی؟ گفتم بهش زنگ بزنم راهنماییش کنم .کمکش کنم بره پیش پلیس شاید جلوی یه فاجعه رو بگیره . ولی از شانس بد شماره اشتباهه .احتمالا یه شماره رو اشتباه نوشتم.

هنوز نتونستم از فکرش بیام بیرون .منم ی پسرم با هزارتا نیاز و غریزه دوست دارم با یه نفر از جنس مخالفم دوست باشم بالاخره زن و مرد مکمل هم دیگگه هستن و بهم نیاز دارن  ولی باور کنید نمیتونم درک کنم چطور یه پسر میتونه این جوری یه دختر رو ملعبه دست خودش قرار بده و با شرافت و عابروش با احساسات شاید پاکش بازی کنه و نابودش کنه .با حیوون این جوری برخورد نمی کنن که اون با یه ادم با یه دنیا احساس و ارزو کسی که خصوصی ترین لحظاتش رو باهاش بوده برخورد کرد.واقعا دیدن بعضی صحنه ها قلب ادم رو به درد میاره .


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دوست , فیلم , قرار , عکس


تاريخ : ۱۳۸٩/٩/٢۱ | ۱:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : علی احمدی | نظرات ()
.: Weblog Themes By Bia2skin :.